X
تبلیغات
رایتل
 
جوانی
ز پیری رسیدم بر این کهنه دیر٬ جوانی کجایی که یادش بخیر
 
 
جمعه 8 مهر‌ماه سال 1390 :: 02:47 ب.ظ ::  نویسنده : دخت جوان

نافهموم چه بگماز کیا شروع بکونومبله یک چیز همیشه یاد شما بشت هر کاره اکنی نخه جوانی بکنی بذار اول کار از خدا بگم بذار از عبادت خدا بگم که چقدر شیرینن که آدم در حد غرور جوانی خو سر سجده به درگاه خدا بنستهو بگه: یا رب دل پاک و جان آگاهم ده٬ آه شب و گریه سحرگاهم ده٬ در راه خود اول زخودم بی خود کن٬ بی خود چو شدم زخود به خود راهم ده٬   

 

چقدر ارزش ایشه ای جوان پیش خدا چقدر خدا بی افتخار اکن٬ که ای جوان جوانی خو صرف عبادت خدا ایکرده در جوانی توبه کردن شیوه پیغمبریست٬ وقت پیری گبر ظالم می شود پرهیزکار٬چقدر آدمن هستن که وقت پیری افسوس اخرن که به خاطر چه در جوانی در عبادت خدا نوودن الا که پیر وودن دگه بدن شون تحمل و طاقت قیام و رکوع و سجود اینین ٬ بله افسوس که افسوس خردن نخه پیری به اندازه پر پشه ای ارزش اینین...



 
 
 

تصویر ثابت